الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

هم خانواده مسخر

هم خانواده مسخر

هم خانواده مهم: مسخّر - تسخیر – مسخره معنی مهم: گرفته شده-رام- فرمانبردار مترادف مهم: مطیع-تسخیر- رام- تصرف- فتح متضاد مهم: غیرمهم-کم اهمیت مهم در فرهنگ لغت دهخدا به معنی استهزاء کردن و همچنین مهم در فرهنگ فارسی تصرف شده و مهم در فرهنگ معین به معنی تسخ...

2 هم خانواده برای مهم

2 هم خانواده برای مهم

هم خانواده مهم: _اهم-اهمیت-_ اهمام معنی مهم: مهین-با ارزش- مِهند- برجسته- گرانمایه- پرارج-کِرامند-شایان   مترادف مهم: ممتاز-بااهمیت- معتبر- بسزا- گرانمایه- خطیر- برجسته- پراهمیت- گرانبها اصلی- عمده- حیاتی- عظیم- اساسی- جدی متضاد مهم: غیرمهم-کم اهمیت مه...

هم خانواده عشق

هم خانواده عشق

هم خانواده عشق: _عشق_-عشّاق-معشوق- معاشقه معنی عشق: شیفتگی-دلدادگی- شیدایی- دل باختگی- دل دادگی- دل بردگی مترادف عشق: وداد-تعشق- مهر- خلت- مودت- دوستی- محبت- شیفتگی- علاقه متضاد عشق: نفرت عشق در فرهنگ لغت دهخدا به معنی عشق آوردن و چیره گردیدن و همچنین ...

هم خانواده غروب

هم خانواده غروب

هم خانواده غروب: غریب-مغرب- غرب معنی غروب: فروشد-شامگاه-ایوار مترادف غروب: عشا-افول- شامگاهان- شام متضاد غروب: سحر-طلوع غروب در فرهنگ لغت دهخدا به معنی فروشدن ماه و جز آن و همچنین غروب در فرهنگ فارسی دورشدن و غروب در فرهنگ معین به معنی هنگام غروب آفتاب...

هم خانواده کلمه احسان

هم خانواده کلمه احسان

هم خانواده احسان: احسان حُسن تحسین مُحسن اَحسن احسنت  معنی احسان: نیکی-بخشش- مهرورزی- نکوکاری مترادف احسان: نیکی-انعام- نیکویی- بخشش- نیکوکاری- خوبی- نیکخواهی- دهش- نوال- عطا- نواخت- محاسن- منت- مرحمت متضاد احسان: ذمه احسان در فرهنگ لغت دهخدا به معنی خ...

هم خانواده حاجت

هم خانواده حاجت

هم خانواده حاجت: حوائج احتیاج محتاج معنی حاجت: خواهش-نیاز- نیازمندی مترادف حاجت: مقصود-احتیاج- مراد- ارب- امید- دربایست- آرزو- درخواست- نیازمندی- ضرورت- نیاز- غایت- نهمت متضاد حاجت: ذمه حاجت در فرهنگ لغت دهخدا به معنی خوی و حاجت و همچنین حاجت در فرهنگ ...

هم خانواده صادر

هم خانواده صادر

هم خانواده صادر: صدور-صادر-مصادره-صدر معنی صادر: نوشته -دربرد- برون برد- فرستاده صادر در فرهنگ لغت دهخدا به معنی بازگردنده و همچنین صادر در فرهنگ فارسی آن چه که پدید آید و صادر در فرهنگ معین به معنی آنچه که حق ایجاد کرده  و همچنین صادر در فرهنگ عمید به...

هم خانواده خصلت

هم خانواده خصلت

هم خانواده خصلت: خصال-مخلص-خالص معنی خصلت: خو-خوی- منش- سرشت-نهاد مترادف خصلت: داب- جبلت- خو- سجیه- خلق- طینت- نعت صفت- منش متضاد خصلت: ذمه خصلت در فرهنگ لغت دهخدا به معنی خوی و صفت  و همچنین خصلت در فرهنگ فارسی عادت و خصلت در فرهنگ معین به معنی صفت و ...

هم خانواده برای غنیمت

هم خانواده برای غنیمت

هم خانواده غنیمت: غنایم- غنی- مغتنم -اغتنام-غنی- اغنیا معنی غنیمت: دست برد-پروه-چاپیده  مترادف غنیمت: مفت-نهب- رایگان- یغما- مغتنم- غنیم غنیمت در فرهنگ لغت دهخدا به معنی غنیمت و همچنین غنیمت در فرهنگ فارسی آنچه که در جنگ بزورازدشمن گرفته شود آنچه که بی...

هم خانواده تسخیر

هم خانواده تسخیر

هم خانواده تسخیر: سُخره -مسخّر معنی تسخیر: شکست-گرفتن- بدست آوردن- پیروزمندی متضاد تسخیر: سرکش مترادف تسخیر: مسخرسازی-استیلا- فتح- اشغال- غلبه- تسلط- چیرگی- تصرف تسخیر در فرهنگ لغت دهخدا به معنی رام کردن و همچنین تسخیر در فرهنگ فارسی فرمانبرداری کردن و...

هم خانواده اصرار

هم خانواده اصرار

هم خانواده اصرار: مصر معنی اصرار: پاپیچی-پافشاری مترادف اصرار: مداومت-ابرام- سماجت- الحاح- تأکید- انهماک- پافشاری- پیله اصرار در فرهنگ لغت دهخدا به معنی اصرار اسب و خر به گوشش و همچنین اصرار در فرهنگ فارسی ابرام وپافشاری کردن درکاری و اصرار در فرهنگ مع...

هم خانواده سقوط

هم خانواده سقوط

هم خانواده سقوط: سقط -ساقط - اِسقاط معنی سقوط: به زمین خورد-افتادن- افتاد مترادف سقوط: هبوط -افت- نزول- افتادگی- لغزش- زوال سقوط در فرهنگ لغت دهخدا به معنی سقوط و همچنین سقوط در فرهنگ فارسی افتادن و سقوط در فرهنگ معین به معنی افتادگی  و همچنین سقوط در ...

هم خانواده اذان

هم خانواده اذان

هم خانواده اذان: موذن معنی اذان: بانگ نماز-گوش ها اذان در فرهنگ لغت دهخدا به معنی آذان و همچنین اذان در فرهنگ فارسی گوشها و اذان در فرهنگ معین به معنی آگاه کردن و همچنین اذان در فرهنگ عمید به معنی اُذُن است.

هم خانواده جامعه

هم خانواده جامعه

هم خانواده جامعه: جمعیت جمع اجتماع مجموع جماعت تجمع معنی جامعه: همزیستگاه-همبودگاه- همبود- انجمن- هازه- توداک- چپیره مترادف جامعه: مجمع-اجتماع- گروه-جمعیت-سازمان  جامعه در فرهنگ لغت دهخدا به معنی گردآورنده و همچنین جامعه در فرهنگ فارسی کتاب بیستمین و ا...

هم خانواده قصد

هم خانواده قصد

هم خانواده قصد: قاصد-مقصد -اقتصاد -مقصود –مقاصد معنی قصد: خواست-آهنگ- انگیزه- گرای- گرایش مترادف قصد: داعیه-آهنگ- خواسته- اراده- خواست- اندیشه قصد در فرهنگ لغت دهخدا به معنی میانه راه رفتن و همچنین قصد در فرهنگ فارسی آهنگ کردن و قصد در فرهنگ معین به مع...