متن کوتاه انگلیسی برای فوت پدر + ترجمه

بابا ، من به شما فکر می کنم ، حتی اگر دردناک باشد. من هر چیزی می دادم تا دوباره آن خاطرات را زنده کنم. دلم برات تنگ شده.

1. Dad, I keep thinking about, you even though it pains. I’d give anything to relive those memories again. I miss you.

2. I never knew that being fatherless would make me feel so aimless, worthless, powerless, heartless and helpless. I miss you, dad.

3. It hurts to think that you are not here anymore. Although I can’t help but smile with tears in my eyes to think of how we cherished each and every moment of our lives together when you were alive. I miss you, dad.

4. I still get a lot of hugs but none of them are as warm as yours. I miss you, dad.

5. Dad, wherever you are I just want you to know that no matter how much we’ve fought and argued, you were right, is what my heart always knew. I miss you.

6. Right from the time when you held me in your arms to the day when you saw me off for my first day in school, I am holding today on the beautiful memories that have made me the person I am today. I miss you, dad.

7. Every time I place flowers on your grave, I realize how fragrant you made my life. I miss you, dad.

8. Just one last chance, I wish I could get to hug you. Then I would hold you tight and never let go. I miss you, dad.

9. Dad, you taught me to be strong but sorry I’m letting you down. I can never be strong enough to accept that you are no longer here. I miss you.

10. Death thinks it has taken you away from me. But it doesn’t know that it has actually brought us closer than ever. I miss you, dad.

11. Dad, how ironic is it that I wasted all these years not listening to you. But now that you’re not here, I’m living life exactly how you told me to.

12. Every Father’s Day is a painful reminder of your absence in my life. Dad, I wish I could just turn back time and live out every single day of my childhood as if it were a grand Father’s Day celebration. I miss you.

13. We may have been living miles apart but somehow it always felt that you were always there. Maybe because ever since you held my tiny fingers, you showered me with nothing but love and care. Dad, I miss you.

14. Dad, as much as a mourning, your death is a celebration because you made my life nothing short of one.

15. I miss you dad, now there is no one to help me when I’m fighting with myself.

16. Your death will always remain a blurry memory. But your life will always be a vivid one, the epitome of greatness and sacrifice. I miss you, dad.

17. On the day I lost you, I lost a father, a friend, and an idol who I looked up to. I miss you, dad.

18. It didn’t matter whether we met often or not, what mattered is that your advice helped me connect my life’s dots. It didn’t matter whether we spoke every day or not, what mattered was that you loved me a lot. Dad, I miss you.

19. Death may have taken you away from me, but my life’s hero you’ll forever be. Miss you dad.

20. Just like how I was the apple of your eye, you were the balm to my soul. I miss you, dad.

ترجمه :

1. بابا ، من به شما فکر می کنم ، حتی اگر دردناک باشد. من هر چیزی می دادم تا دوباره آن خاطرات را زنده کنم. دلم برات تنگ شده.

2. من هیچ وقت نمی دانستم که بی پدر بودن باعث می شود تا این حد بی هدف ، بی ارزش ، ناتوان ، بی روح و درمانده شوم. دلم برات تنگ شده بابا



3. اینکه فکر کنی دیگر اینجا نیستی دردناک است. گرچه نمی توانم کمک کنم اما با چشمان اشکبار لبخند نمی زنم و به این فکر می کنم که چگونه زنده بودیم هر لحظه از زندگی مشترکمان را گرامی می داریم. دلم برات تنگ شده بابا

4- من هنوز هم خیلی آغوش می گیرم اما هیچ کدام به اندازه شما گرم نیستند. دلم برات تنگ شده بابا


5. بابا ، هر جا که هستی فقط می خواهم بدانید که هر چقدر هم که با هم دعوا و مشاجره کرده باشیم ، حق با شما بود ، چیزی است که قلب من همیشه می دانست. دلم برات تنگ شده.



6. درست از زمانی که من را در آغوش گرفته اید تا روزی که برای اولین روز تحصیل در مدرسه من را از آنجا دور کردید ، امروز خاطرات زیبایی را نگه داشته ام که از من به عنوان فردی که امروز هستم ساخته است. دلم برات تنگ شده بابا

7. هر وقت گل را روی مزار تو می گذارم ، می فهمم که چقدر زندگی من را معطر ساخته ای. دلم برات تنگ شده بابا

8. فقط یک فرصت آخر ، کاش می توانستم شما را در آغوش بگیرم. سپس من تو را محکم نگه می دارم و هرگز رها نمی شوم. دلم برات تنگ شده بابا

9. بابا ، تو به من آموختی که قوی باشم اما متاسفم که تو را ناامید می کنم. من هرگز نمی توانم آنقدر قوی باشم که بپذیرم تو دیگر اینجا نیستی. دلم برات تنگ شده.



10. مرگ فکر می کند شما را از من دور کرده است. اما نمی داند که در واقع ما را بیش از هر زمان دیگر نزدیک کرده است. دلم برات تنگ شده بابا

11. بابا چقدر مسخره است که من این همه سال هدر دادم و به حرفهایت گوش نکردم. اما حالا که تو اینجا نیستی ، من زندگی را دقیقاً همانطور که تو به من گفتی می گذرانم.



12. روز هر پدر یادآور دردناک نبودن شما در زندگی من است. بابا ، کاش می توانستم زمان را برگردانم و هر روز کودکی ام را مثل یک جشن بزرگ روز پدر زندگی کنم. دلم برات تنگ شده.



13. ممکن است ما کیلومترها از هم دور زندگی می کردیم اما به نوعی همیشه احساس می شد که شما همیشه آنجا هستید. شاید به این دلیل که از وقتی انگشتان کوچکم را گرفته اید ، چیزی جز عشق و مراقبت به من هدیه نکردید. بابا دلم برات تنگ شده.

14. بابا ، به اندازه عزاداری ، مرگ تو یک جشن است زیرا زندگی من را از یک چیز دیگر کوتاه کردی.



15. دلم برات تنگ شده بابا ، حالا دیگه کسی نیست که به من کمک کنه وقتی با خودم میجنگم.



16. مرگ شما همیشه یک خاطره تار خواهد ماند. اما زندگی شما همیشه زنده خواهد بود ، مظهر عظمت و فداکاری. دلم برات تنگ شده بابا



17. روزی که تو را از دست دادم ، پدر ، دوست و بت خود را از دست دادم که به دنبالش می گشتم. دلم برات تنگ شده بابا

18. فرقی نمی کرد که ما اغلب با هم ملاقات کنیم یا نه ، مهم این بود که توصیه شما به من کمک کرد تا نقاط زندگی خود را پیوند دهم. فرقی نمی کرد هر روز با هم صحبت کنیم یا نه ، مهم این بود که خیلی مرا دوست داری. بابا دلم برات تنگ شده.

19. مرگ ممکن است شما را از من دور کند ، اما قهرمان زندگی من برای همیشه خواهید بود. دلم برات تنگ شده بابا

20. درست مثل اینکه من چطور چشم تو بودم ، مرهم روح من بودی. دلم برات تنگ شده بابا

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...