الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

روح را خاک نتواند مبدل به غبارش سازد معنی

روح را خاک نتواند مبدل به غبارش سازد معنی

معنی شعر خوان عدل شرق از آن خداست غرب از آن خداست و سرزمین های شمال و جنوب نیز آسوده در دستان خداست معنی: شرق، غرب، شمال و جنوب یعنی سرتاسر عالم برای _خدا_ست و اوست که همه را با قدرت خویش اداره می کند. ✧✧✧✧✧✧✧✧✧✧✧✧ اوست که عادل مطلق است، و خوان عدل خود...

معنی خورد گاو نادان ز پهلوی خویش فارسی دهم

معنی خورد گاو نادان ز پهلوی خویش فارسی دهم

معنی شعر گردآفرید فارسی دهم چو آگاه شد دختر گژدهم *** که سالار آن انجمن، گشت کم وقتی گردآفرید دختر گژدهم، با خبر شد که فرمانده دژ سپید (هجیر) اسیر شده است زنی بود بر سان گردی سوار *** همیشه به جنگ اندرون نامدار او زنی بود که مثل پهلوانان سوارکار، همیشه...

معنی درس ناتانائیل فارسی دهم

معنی درس ناتانائیل فارسی دهم

معنی درس عظمت نگاه فارسی دهم ناتانائیل آنگاه که کتابم را خواندی، دلم می‌خواد که این کتاب، شوق پرواز را در تو برانگیزد. کاش کتابم به تو بیاموزد که بیشتر از این کتاب، به خود بپردازی. آرزوی نویسنده این است که با مطالعه کتاب «شوق پرواز به سوی خدا و عالم با...

جمله عالم زین سبب گمراه شد فارسی دهم

جمله عالم زین سبب گمراه شد فارسی دهم

جمله عالم زین سبب گمراه شد کم کسی ز ابدالِ حق، آگاه شد مردم جهان به سبب چنین قیاس‌های نادرستی به گمراهی افتاده‌اند و کمتر کسی توانسته مردان حق را بشناسد و به مرتبۀ آنها پی‌ببرد. آرایه: مجاز (عالم از مردم...

معنی شعر سپیده دم فارسی دهم

معنی شعر سپیده دم فارسی دهم

تو را «جنوب» نامیدم *** ای که ردای حسین را بر دوش تو را جنوب لبنان نامیدم، ای سرزمینی که در شهادت طلبی و مبارزه پیرو امام حسین هستی. و خورشید کربلا را در بر داری *** ای سرخ‌گل که فداکاری پیشه کردی ای گل سرخی که مشغول فداکاری هستی، حقیقت کربلا در تو نهف...

جز از جام توحید هرگز ننوشم فارسی دهم

جز از جام توحید هرگز ننوشم فارسی دهم

به خون، گَر کِشی خاک من، دشمن من بجوشد گُل اندر گُل از گلشن من ای دشمن، اگر سرزمین مرا غرق در خون کنی باز دوباره از باغ و گلزار من گل می‌روید. آرایه: تکرار (گل) - واج آرایی (صامت «گ» و «ن») - استعاره (گلشن استعاره از سرزمین) تنم گر بسوزی، به تیرم بدوزی...

معنی شعر هفت خان رستم فارسی ششم

معنی شعر هفت خان رستم فارسی ششم

بیت اول » خروشید و جوشید و بر کند خاک ز سُمّش زمین شد همه، چاک چاک رخش شیهه کشید و خشمگین شد و به نشانه یورش سم خود را بر زمین کوبید به گونه ای که زمین زیر پایش کنده شد. بیت دوم » بزد تیغ و بینداخت از بر، سرش فرو ریخت چون رود، خون از برش رستم با ضربه ش...

معنی خروشید کلاس ششم

معنی خروشید کلاس ششم

معنی خروشید کای پایمردان دیو مني چون بپيوست با كرد گار              شكست اندر آورد و برگشت كار همينكه در برابر خدا مغرور  شد و خود ستايي كرد شكست خورده و تيره بخت شد. چه گفت آن سخن گوي با فرّ و هوش           چو خسرو شدي، بندگي را بكوش آن فرد بزرگوار و ...