الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

دانلود رمان شاهزاده pdf

دانلود رمان شاهزاده pdf

نگاهی به بچه ها که هر کدوم یه طرف روي چمن ها ولو شده بودن انداختم..لبخند نشست رو لبام..فکر کنم من تنها دختر اروم و با ادب این اکیپ چهار نفره هستم..با صداي افسون بهش نگاه کردم:-وایــــی..!اومدن..اومدن..!رد نگاهشو دنبال کردم و رسیدم به دو پسري که بدون تو...

رمان شاگرد جذاب من pdf

رمان شاگرد جذاب من pdf

فصل اول - همون طور که بهتون گفتم من رتبهی دو رقم ی دیانا رو تضمین م ی کنم اما به شروطی که گفتم. نجون ن متفکر سرش را تکان داد و گفت: بس یار خب قبوله. سال اول که خودش نتونست موفق بشه. َ ببی نم امسال با تو م ی تونه یا نه؟! ن ین راحت ی می زار ی نوت بره َ آ...

دانلود رمان شام مهتاب pdf

دانلود رمان شام مهتاب pdf

چند روزی است که خودم را در اتاق زیر شیروانی حبس کرده ام تنها صدایی که مونس تنهایی ام است صدای باران و امواج خروشان دریاست که عجوالنه خود را به کناره های ساحل میرساند و دوباره سرگردان و ناامید باز میگردد. هرروز عصر حول و حوش این ساعت در کناره ی ساحل قدم...

دانلود رمان شاهکار pdf

دانلود رمان شاهکار pdf

از الی در نگاهی دزدانه به بیرون انداختم .همه جا تاریک و سوت و کور بود و این می توانست خبر خوبی باشد برایم .باریکه ای از نور مهتابی از پنجره ی سمت تراس افتاده بود توی راه پله ها .می توانستم امیدوار باشم که تا این لحظه همه اعضای خانه به خواب خوش فرو رفته...

دانلود رمان شاه شطرنج از پگاه pdf

دانلود رمان شاه شطرنج از پگاه pdf

به صفحه شطرنج مقابلم خیره می شوم. سیاه این ور، سفید آن ور. انگشتم را روي سر وزیر می گذارم و لمسش می کنم. -شطرنج یه بازي دو نفره ست که هر بازیکن، یه گروه مهره به رنگ سفید یا سیاه داره. سربازها را می چینم. -در ابتدا که مهره ها چیده شدن، بازیکن سفید حرکت ...

رمان شش به توان عشق pdf

رمان شش به توان عشق pdf

اه میشا اينقدرابغوره نگیر اعصابم خورد شد دختر - تو برو سرتو بزار بمیر همش تقصیرتوشد شقايق در حالي که دست کمي از میشا نداشت واماده بود کلمو بكنه گفت - ننه ي مارو بگونمیدونم تو اين چي ديدن که بهش مثل چشماش اعتماد داره - هوي مراقب حرف زدنتون باشیدا گفته ب...

رمان شش قلب تپنده عاشق

رمان شش قلب تپنده عاشق

زندگی هایی که دچار سردرگمی اند اما لحظاتی در زندگی همه ی انسان هاست که نمی توان به سادگی از ان گذشت لحظه ای همچون عاشقی ... دوقلب که برای هم می تپند و عاشق می شوند تا پای جان..... نام شخصیت ها درطول داستان کامال مشخص شده است هنوز گرم خواب بودم که صدای ...

رمان شش ارباب دیوانه pdf

رمان شش ارباب دیوانه pdf

در اتاق حنا رو بستم و تکیه دادم بهش نفس عمیقی کشیدم دختره احمق نمیدونه دارهچه غلطی میکنه عاشق برادر دشمن من شده دییوونه با صدای مریم )خدمتکار(پریدم هوا مریم-خاانم سرش رو انداخت پایینچته زهرم آب شد مریم-میخواستم بگم شام حاضره تشریف بیارینکارتو بگو و از ...

رمان شش برادر pdf

رمان شش برادر pdf

خالصه شش برادر 3 یه خانواده پر جمعی ت و صد البته خوشبخت. خانواده ای با وجود شش پسر مجرد تو خونه که هر کدوم مشکالت و دردسرهای خودش و داره. #شروع رمان *ماهان* با اشاره دست به نوید گفتم که در حالت اماده باش قرار بگ یره. نگاهی به دور و اطراف انداختم، حواس ...

رمان کل کل شش نفره Pdf

رمان کل کل شش نفره Pdf

از زبون ارام: ترانه_ارام؟؟ ارام با توام ارام_هووووم؟؟ بنااال ترانه_کجایی سه ساعته دارم صدات میکنم ارام_دسشویی خبر مرگ تو ، اگه گذاشتی... ترانه_حرف نزن برو اون ارمیناي خرسو بیدار کن لنگ ظهر شد. ارام_اوووو برو بابا اون مگه بیدار میشه؟ خداوکیلی اون دفعه م...

رمان شش خلافکار pdf

رمان شش خلافکار pdf

خالصهه رمانهسهه خا دختر شهر ن شهیاون که فارس ای ور سهیتی ن مشهکلی به یندهی بدنن د د ه خودشون ادامه میدن...سه خا پسر مرموی با دنیایی خیره ن خار...با نرند این سه پسر به یندهی سه خا دختر ومه چیز ییرن ن رن میشه ن یندهی صحفه ی سیاوش رنی اننا بای می کنه...سر...

رمان بانوی قصه pdf

رمان بانوی قصه pdf

فریادش تمام اتاق رو گرفت. صدداش چیدید و چیدید و چیدید و م ی یه سدیلی محکم خورد به گونه ام. متع جب ن گاهش کردم، نا باور. خون توی رگ هام منجمد شدده بود. فریادش همراه شدد با چرن شددن گلدان بلوری که تکه تکه شد و هر تکه اش با صدا به گوشه ای افتاد. صورتش قرم...

دانلود رمان یاس pdf

دانلود رمان یاس pdf

دلبستگی قصھ دردناک آدمی ست . تنھا آدم است کھ می تواند حتی بھ حضور علفیدلخوش ھمخانواده ی اصیلی ست برای درد ، برای دلتنگی ، برای اسارت و بشود.دلبستگی برایانتظار....دلبستگی بیماری خطرناکی ست کھ تنھا درمانش مرگ ست .دلبستگی وابستگی می آورد و وابستگی یعنی بر...

دانلود رمان یلدای بی پایان Pdf

دانلود رمان یلدای بی پایان Pdf

دستکشهارادرسطل زباله انداختم وخواستم ازاتاق خارج بشم که طبق معمول زهراباسروصدای مخصوص به خودش سررسید,اخ که چه انرژی داره این دختر,البته به قول خودش شایدمن پیرشدم,اهی میکشم وسعی میکنم حواسموجمع حرفاش کنم,تایه موضوع جدیدبرای بحث دستش ندادم:چیه بابا,مگه ش...

رمان یک بغل تنهایی pdf

رمان یک بغل تنهایی pdf

یه شبایی اصن نگذشت اما ما ازش گذشتیم...! یه شبایی هم بد گذشت...سخت گذشت... یه شبایی داد زدیم اما جز دلمون هیچ کس صدامونو نشنید...! یه شبایی همه چیز بود به جز اونی که باید می بود... یه شبایی هوا عجیب دونفره بود اما همون شبا ما بودیمو تنهاییمون... یه شبا...