الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

معنی کلمه مسامحه چیست

معنی کلمه مسامحه چیست

کوتاهی- اهمال- مماطله تسامح- مماشات- تساهل- کاهلی- تعلل- غفلت- تغافل- طفره- تکاهل- سستی-...

معنی شعر چو شیر خدا راند بر خصم تیغ

معنی شعر چو شیر خدا راند بر خصم تیغ

قلمرو زبانی: چو: چون، هنگامی که / خصم: دشمن / دست دریغ: اضافه اقترانی / قلمرو ادبی: به سر کوفتن: کنایه از اندوه و ناراحتی / سر، دست: تناسب / بر، سر: جناس ناهمسان اختلافی / واج آرایی «ر» بازگردانی: هنگامی که حضرت علی (ع) بر دشمن شمشیر کشید، شیطان دو دست...

معنی شعر خروشید و برجست لرزان ز جای بدرید و بسپرد محضر به پای

معنی شعر خروشید و برجست لرزان ز جای بدرید و بسپرد محضر به پای

مني چون بپيوست با كرد گار              شكست اندر آورد و برگشت كار همينكه در برابر خدا مغرور  شد و خود ستايي كرد شكست خورده و تيره بخت شد. چه گفت آن سخن گوي با فرّ و هوش           چو خسرو شدي، بندگي را بكوش آن فرد بزرگوار و خردمند گفته است كه چون به بزر...

معنی شعر خداوندا به حق نیک مردان که احوال بدم را نیک گردان

معنی شعر خداوندا به حق نیک مردان که احوال بدم را نیک گردان

۱- خداوندا، به حقّ نیک مردان که احوال بَدَم را نیک گردان معنی: خدایا، تو را به حق انسان های نیک و درستکار قسَم می دهم که حال بد مرا خوب کنی. ۲- مکن ما را از این درگاه، محروم چو گنجشکان، مران ما را ازین بوم ترجمه: ما را از درگاه خودت محروم نکن و مانند _...

معنی شعر به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست

معنی شعر به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست

 با عشق و علاقه و شیرینی زهر را می نوشم ( هر سختی و رنجی را می پذیرم )و هر دردی كه بخاطر او باشد(فرد مورد نظر شاعر) باشد با دل و جان و با میل و رغبت تحمل می كنم و می پذیرم زیرا درمان همه ی دردهای من او(فرد مورد نظر شاع...

اشتر به شعر عرب در حالتست و طرب گر ذوق نیست ترا کژ طبع جانوری معنی

اشتر به شعر عرب در حالتست و طرب گر ذوق نیست ترا کژ طبع جانوری معنی

معنی شعر: شتر نیز از شعر خوانی عرب (حُدی) به نشاط و وجد می آید. اگر تو این نشاط را نداشته باشی، جانوری بی ذوق هستی. حالت، طرب: هر دو به معنی فرح و نشاط است.        کژ طبع: کج طبع، بی ذوق، بی احساس یک روز خسرو بر خلاف عادت مألوف ... مألوف: الفت گرفته، ا...

معنی شعر رستم و اشکبوس فارسی دهم

معنی شعر رستم و اشکبوس فارسی دهم

خروشان سواران و اسپان ز دشت *** ز بهرام و کیوان، همی برگذشت صدای فریاد سواران و شیهه بلند اسب‌ها در میدان جنگ از سیاره بهرام (مریخ) و کیوان (زحل) نیز بالاتر رفت. همه تیغ و ساعد ز خون بود لعل *** خروشان دل خاک در زیر نعل شمشیر و دست‌های جنجگویان از خون ...